ای کاش میتوانستم برای دلم بنویسم، وحرف دلم را فاش بگویم!
و تو ای دل، خوب میدانی که اگر میتوانستم، مینوشتم!
مینوشتم آنچه را دغدغه ی روز و شبت است، آنچه که لحظه لحظه هایت را پر کرده!
و آنچه پس از ماه ها اشک را بر گونه هایت جاری ساخته!
ای کاش میتوانستم،
میتوانستم از آنچه بنویسم که در من نَمُرد، فقط یک جمله، فقط یکی!
… یکی برای دلم!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 22:3 توسط شیدا |
آمدی از راه دوری تنگ زیبای بلوری وقت تاریکای جاده با تو یک فانوس آمد قصد دل کندن ندارم از تو ای دلکنده از خود ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم پیش تو از یاد بردم روزهای سختیم را قصد دل کندن ندارم از تو ای دلکنده از خود
تو از متن کدوم رویا رسیدی که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد که از رنگ صدات دریا شکفت و نگاه من پر از رنگین کمون شد تو از خاموشی دلگیر رویا صدام کردی صدام کردی دوباره صدام کردی منو از بغض مهتاب از اندوه گل و اشک ستاره
صدام کردی صدام کردی نگو نه اگرچه خسته و خاموش بودی تو بودی و صدای تو صدام زد اگرچه دور وظلمت دوش بودی تو چیزی گفتی و شب جای من شد من از نور و غزل بیداد شدم باز تو گیج و ویج از خود گم شدن ها من از من مردم و پیدا شدم باز از این تک بستر تنهایی عشق از این رنج سقوط آخر من صدام کردی که برگردم به پرواز به اوج حس سبز با تو بودن صدام کردی که تو خاموشی من یه دامن یاس نورانی بپاشی برهنه از هراس و تازه از عشق توی آغوش جان من رها شی
آمدی دیدی دلم را خسته در کنج صبوری
تشنه بودم قطره ای را با تو اقیانوس آمد
از تو ای برده دلم رو تا شب خوب تولد
غصه معنایی ندارد تا تو میخندی برایم
عشق مدیون تو هستم لحظه ی خوشبختیم را
از تو ای برده دلم رو تا شب خوب تولد
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 16:27 توسط شیدا |
برات مینویسم دوستت دارم آخه میدونی؟ آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته به این سادگیا پاک شدنی نیست .گرچه پاره کردن یه کاغذ از شکستن یه قلبم ساده تره ..ولی من مینویسم....من مینویسم دوستت دارم 
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 21:38 توسط شیدا |